رد کردن لینک ها

نوجوانان سلامت ذهنی و احساسی

نوجوانان

 

سلامت ذهنی و احساسی در نوجوانان

سلامت ذهنی

ایده‌ی کلی در جامعه و فرهنگ ما، نوجوانان را دم دمی مزاج، نمایشی و سخت به تصویر می‌کشد.
برخی نوجوانان مشکلات ذهنی و احساسی جدی دارند که فراتر از رفتار کلیشه‌ای است.
تعداد مهمی از اقلیت نوجوانان و نونهالان(۱۰ تا ۱۲ ساله)  از اختلالات اضطراب، افسردگی و دیگر اختلالات خلقی، مشکلات رفتاری و اعتیاد به داروها و الکل رنج می‌برند.
برخی دیگر از عزت نفس پایین، الگوبرداری از الگوی های رفتاری خود و احساس عدم امنیت  نیز با دشواری هایی رو به رو شدند. با وجود نتایج منطقی مضر از این قبیل اختلالات هم در جوانی و هم در آینده و در دوران بزرگسالی ، متفکران و مربیان باید نسبت به سلامت ذهنی و احساسی نوجوانان آگاه باشند تا بتوانند استراتژی های نفوذی را جهت اقدام در این موارد فراهم کنند.

در یک بررسی برای یافتن بهترین روش در جلوگیری و یا رفع این مشکلات ،تمایلات کودکان مسیر را به سمت  حدود 300 تحقیق انجام شده بر سلامت ذهنی و بهزیستی احساسی نوجوانان هدایت نمود. این مرور اشاره بر برنامه های سلامت  ذهنی  که به صورت ادراکی و با روش های یکپارچه ظاهر می شوند را موثرترین راه در جلوگیری از این گونه مشکلات همچون اختلال هدایت –وقتی بچه ها خیلی فعال هستند قادر به توجه و تمرکز و یا سکوت نیستند – و سوء مصرف الکل و مواد مخدر می دانند. درمان شناختی رفتاری – دارو درمانی –و استراتژی های اجتماعی به کاهش اختلال در سلامت ذهنی شامل افسردگی و اضطراب کمک می کنند. با این وجود مطالعات بیشتری بر روی سودمندی داروها و دیگر روش های کاربردی برای جوانان و نوجوانان نیز مورد نیاز است .علاوه بر این نتایج تحقیقات حاکی از این امر هستند که آغاز برنامه های پیشگیری به موقع، ممکن است سبب رفع تعدادی از مشکلات ذهنی و رفتاری در  جوانی  ونوجوانی گردد . بازبینی ها در مطالعات تحقیقی  نشان می دهد که برنامه هایی با هدف بهبود بهزیستی در یکی از جنبه های احساسی می تواند در دیگر جنبه ها نیز اثر مثبت داشته باشد . خانه ها و مدارسی که فضای گرم و دوستانه دارند و جوانان را تحت حمایت دارند باعث پیشرفت و ترقی احساسی و روانشناختی آنها می شوند .

این موضوع به دو قسمت تقسیم می شود .اولین مورد به سلامت ذهن در جوانان و دومی به احساس آنها به زندگی اشاره دارد.

سلامت ذهنی

سلامت روانی

اختلال در سلامت ذهن به دوگروه تقسیم می شود .اختلالات درونی همچون افسردگی، اضطراب و اختلالات خوردن که به صورت فردی بیان می شوند و منعکس کننده ی مسائل احساسی هستند. اختلالات ظاهری همچون عدم توجه و تمرکز در حین فعالیت و سوء مصرف الکل و مواد که به صورت آشکار خود را نشان می دهند.

یافته های ذیل در اختلالات سلامت ذهنی بر اساس مطالعات چند متغییری طولی ( مطالعات مقطعی) می باشند.مطالعات طولی چن دمتغییری فرد را طی گذر زمان و سه متغییر یا بیشترکه در پیشرفت آنها موثر هستند را مورد بررسی قرار می دهد . نوع دوم مطالعات ، اطلاعاتی از افراد در یک مورد و در یک زمان جمع آوری می کند .

در اینجا به بررسی اختلالات درونی و بیرونی می پردازیم.

سلامت ذهنی

 

اختلالات درونی

اضطراب در اویل کودکی  یا نوجوانی آغاز شده و تا بزرگسالی ادامه دارد. اختلالاتی همچون افسردگی و اختلال در خوردن به نظر دارای یک عامل ژنتیکی هستند وبه جنسیت وابسته اند بطوری که اختلالات درونی در خانم ها ، بیشتر از اقایان نیز بچشم می خورد. جنبه های شخصیتی فرد در این گونه اختلالات همچون قضاوت منفی ( برداشت) در افسردگی و درون گرایی در اختلالات اجتماعی نقش مهمی دارند. علاوه بر این هم پوشانی موجود در افسردگی و اضطراب  در کودکان و جوانان  موجب شده دیدگاه واضحی راجع به این که این اختلالات دارای یک منشا اختلالی زیرساختی هستند یا دو اختلال مجزا وجود نداشته باشد. ممکن است که عوامل یکسانی بر افسردگی و اضطراب موثر باشند که در این صورت برنامه ها و درمان های مشابه هم می توانند از بروز اختلالات جلوگیری و آن را درمان کنند.

همانطور که انتظار می رود والدین تاثیر بسزایی در پیشرفت اجتماعی و احساسی نوجوانان دارند. کودکان با اختالالت درونی اغلب  از خانواده هایی هستند که والدین کودکان را به شدت تحت کنترل دارند و یا بیش از حد محافظه کارانه و محتاط عمل می کنند.

 

اختلالات بیرونی ( ظاهری )

این گونه اختلالات نمودهایی از انحراف رفتاری درطی زمان تلقی می شوند. اینها نباید با تجربیات جوانان ( حس کنجکاوی و جستجوگری آنها )  همچون بیان احساس با رفتار و یا استفاده از الکل و مواد اشتباه گرفته شوند. اختلالات بیرونی شامل پرخاشگری پایدار و یا حرکات انحرافی –عدم توانایی نشستن طولانی و توجه  یا سوء مصرف مداوم مواد و الکل می باشند..

تحقیقات بسیاری در تداوم مشکلاتی همچون اختلالات هدایتی و رفتارهای ضد اجتماعی انجام شده اند . شواهد حاکی از این است که اختلالات بیرونی در طول زمان ثابت هستند .در حقیقت نوجوانانی که اختلالات آنها درزمان کودکی اغاز شده و در بلوغ ادامه دارد در معرض خطر تداوم این مسائل قرار دارند . با این وجود نشانه هایی که برای اولین بار در بلوغ نمایان می شوند ممکن است در بزرگسالی از بین بروند .

ویژگی های شخصیتی همچون جنسیت ،ژنتیک و شخصیت با استفاده ی از مواد و سوء مصرف آنها  مرتبط هستند اما تا کنون مطالعه ای جدی درتاثیر ویژگی های شخصیتی و اختلال اضطراب انجام نشده است. عوامل مختلفی در زندگی جوانان به مصرف مواد و داروها مرتبط می شود مثل  استرس های زندگی،مشکل در الگوبرداری، نگرش اماده ی انحراف، عدم حمایت والدین و عملکرد اکادمیک بسیار پایین ( تحصیلات پایین). عوامل خانوادگی مخصوصا طرد شدن از خانواده، روابط مشکل دار والدین و فرزندان ،استفاده والدین و اطرافیان از مواد و الکل همچنین ارتباط با گروه های منحرف سبب افزایش احتمال اختالال رفتاری و مصرف مواد و الکل می شود . نوع محیطی که نوجوان در آن زندگی می کنند و شرایط اقتصادی خانواده نقش مهمی را در دچار شدن فرد به اختلالات بیرونی نیز ایفا می کند.

رسانه مخصوصا تلویزیون، مجلات، فیلم ها، موسیقی و اینترنت می توانند بر سلامت ذهنی جوانان تاثیر گذار باشند . برخی شواهد نشان می دهند که وقتی جوانان حالت تهاجمی داشته یا به شدت تمایل به  سکوت دارند، بطور قابل ملاحظه ای  مورد تهاجم خشم رسانه ای و یا استفاده از بازی های خشن کامپیوتری قرار گرفته اند. شایان ذکر است که همبستگی بین اختلال  در خوردن و لاغری ایده ال نوجوانان توسط رسانه و پرزرق وبرق نشان دادن سیگارکشیدن در فیلم ها، تلویزیون و تبلیغات باعث ترویج آن شده است.

 

استراتژی های نفوذی

بررسی های اندکی روی برنامه ها و اجرای آنها نیز انجام شده است. بسیار مهم است که برنامه ریزان و مربیان بدانند که آیا این برنامه ها به طور مطلوب اجرا شده یا خیر .بنابراین  در بررسی برنامه ایی که هدف آنها مشکلات سلامت ذهنی نوجوانان است ،خوش بینی محتاطانه ای نیاز است مخصوصا در رابطه با برنامه های موثر که اجرای آن را عنوان نمی کنند . جنبه های مهم اجرا ،تلاش استاندارد تهیه کنندگان، کنترل و تنظیم عملکرد واقعی و فراهم نمودن زمان لازم ،تدارکات  و امکانات حامی برنامه هستند . مسئله ی دیگر این است که تحقیقات قابل توجهی در اختلالات ذهنی بزرگسالان در مقایسه با کودکان و نوجوانان وجود دارد .نتایج حاصل از تحقیقاتِ بزرگسالان  نباید در مورد نوجوانان نیز مورد استفاده قرار بگیرد .

استراتژی های زیر با استفاده از طرح های اتفاقی و تجربی جهت یافتن علت و چگونگی کار برای جلوگیری یا اشاره به مشکلات رفتاری و روان شناختی ارزیابی شده اند. بررسی های ما نشان می دهد که موثرترین برنامه ها در درمان اختلالات ذهنی جوانان  آنهایی هستند که شامل بیش از یک استراتژی نفوذی و جلوگیری هستند .به طور خاص تعدادی از برنامه هایی که به صورت تجربی در جلوگیری یا درمان اختلالات درونی و بیرونی مورد استفاده قرار گرفتند به شرح زیر می باشند :

-تاثیر ترکیبی از برنامه های دارویی و روان درمانی بسیار موثرتر از یک روش نفوذی است .استراتژی های ترکیبی که اشاره به فاکتورهای خانواده ،گروه، همسایگان و مدرسه دارند بهترین موانع جلوگیری از اختلالات بیرونی هستند .مثل تشکیل گروه های خانوادگی ،آموزش مهارت های اجتماعی به کودکان و استفاده از برنامه های اجتماعی .

– برای افسردگی و اضطراب – روش های درمانی موثر شامل روان درمانی، دارو درمانی، ایجاد فضایی حمایتی برای جوانان و تغییر فضای بزرگسالی از محیط پر خطر به کم خطر .

تاکید بر این است که تاثیر دقیق دارو درمانی بحث برانگیز است و نیازمند بررسی های جدید بین جوانان می باشد. توافقی مبنی بر وجود اثر دارویی بین محققان وجود دارد اما اختلاف نظراتی در رابطه با اهمیت بالینی این اثر هم مدنظر است.در نظر برخی محققان تاثیر داروها  بیشتر از حد مجاز بر فرد باقی می مانند. برخی از این تجویزها مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. برخی دیگر بر این باورند که ترکیبی از درمان دارویی و روان درمانی نیز می تواند برای فرد موثر واقع شوند.

علاوه براین مطالعاتی که شامل آنالیزهای اخیر در مورد اثرات داروهای ضد افسردگی هستند تمرکزی برجوانان ندارند بنابراین چگونگی تاثیر دارویی بر آنها شناخته شده نیست. با در نظرگرفتن مخالفت ها و اختلافات زیاد در اطلاعات مربوط به جوانان ،تحقیقات بیشتری جهت جدا کردن اثرات منحصر به فرد داروهای ضد افسردگی و اثرات دارویی موردنیاز است.همچنین دقت بیشتر در تشخیص می تواند عامل مهمی در جور کردن داروهای مناسب بیمار بشمار رود.

روش های ترکیبی که اشاره به اختلالات ذهنی در جوانان دارند آنهایی هستند که در سطح فردی نفوذ می کنند و عواملی چون خانواده، دوستان ،همسایگان و مدرسه مد نظر قرار می گیرد.آنها ممکن است شامل روش هایی با متدهای ترکیبی  مثل ترکیب مشاوره ای جوانان یا سرویس های هماهنگ کننده با مدرسه و برنامه های بعد از مدرسه  و گاهی خدمات اجتماعی برای کمک به ارام کردن رنج های خانوادگی باشند. بنابراین پیشینه سلامت ذهن پیچیده است. تمرکز بر استراتژی های  ترکیبی-درمانی و پیشگیری کاملا منطقی است . بنابراین به هنگام بررسی نتایج در استفاده ی ضروری از یک روش یا موفقیت وعدم موفقیت یک متد کافی است یا خیر کاملا مبهم و نامشخص است .به علاوه تحقیقات بسیار کمی در رابطه با ترکیب روان درمانی و ایجاد فضای حمایی برای نوجوانان وجود دارند. با این وجود یافته های حاصل از مطالعات طولی و مقطعی حمایت کافی از استراتژی های ترکیبی که لایه های ترکیبی از محیط اطراف جوانان را یکی می کند اعلام میدارد.

 

سلامت احساسی  

این عبارت برای بهبود شرایط جوانان که طیف وسیعی از جنبه های عملکردی روانشناسی مانند  الگوبرداری،اعتماد به نفس،کنترل و درک اجتماعی را در برمی گیرد استفاده شده است.  سلامت احساسی نقش مهمی را در تمام زمینه های رفتاری و پیشرفت انسان همچون ارتقا مهارت ها، درک اجتماعی ،برقراری ارتباط اجتماعی ایفا می کند.

 

 چه عواملی در بهبود سلامت احساسی جوانان و نوجوانان تاثیرگذار است؟

نتایج مطالعات اذعان دارند که عوامل تاثیرگذار در سلامت احساسی در دوران کودکی و نوجوانی پایدار هستند .این مطالعات همچون مطالعات مقطعی، همبستگی عوامل مختلف در سلامت احساسی را مطرح می کنند. بطور مثال برخی تحقیقات به ویژگی های فردی که می توانند سبب ایجاد تفاوت در احساس مثبت یا منفی –عزت نفس و درک شوند پرداخته اند . همبستگی مثبتی بین چگونگی احساس یک فرد نسبت به خودش در مورد توانایی های آکادمیک،جذابیت های فیزیکی و اجتماعی و عزت نفس به چشم می خورد. نتایج این تحقیقات نشان داده اند که درک بیشتر منجر به تغییرات مثبت در عزت نفس در طول زمان و درک کمتر، تغییرات منفی را سبب خواهد شد.

علاوه براین درک کمتر با احساس منفی در طول زمان همراه است. در پژوهشی، نوجوانانی که عدم درک اجتماعی داشتند از همان ابتدای تحقیق حس منفی در آنها ایجاد شده بود. در واقع تحقیقات بیشتری برای نتیجه گیری در مورد عوامل تاثیرگذار در تفاوت عزت نفس نوجوانان و درک اجتماعی انها و همچنین تفاوت های الگوبرداری و استراتژی ها نیاز است.

به گفتگو بپیوندید

بازگشت به بالای صفحه